۱۳۸۹ مرداد ۲۳, شنبه

نادر طالب زاده: برای چاپ نامه احمدی نژاد به امریکا میخواستیم صفحه ای از روزنامه ها را بخریم، نفروختند!

نادر طالب زاده امشب در برنامه "راز" شبکه 4 گفت که هیچ روزنامه ای حاضر نشد نامه احمدی نژاد به امریکا را چاپ کند وحتی وقتی ما می خواستیم یک صفحه ازهر روزنامه ای را برای چاپ روزنامه بخریم، به ما نفروختند!
او همچنین گلایه کرد که چرا خبرنگاران امریکایی به راحتی با احمدی نژاد مصاحبه می کنند اما خبرنگاران ایرانی نمی توانند با اوباما و هیلاری کلینتون مصاحبه کنند!

۱۳۸۹ تیر ۱۲, شنبه

به شهرام امیری به عنوان یک قربانی نگاه کنیم...

شهرام امیری یک قربانی است؛ به چشم کسی که اسیر یک توطئه است به او بنگریم. هفته قبل 20.30 همسر و فرزندش را جلوی دوربین آورد و این حرکت را به شکلی انجام داد که معمولا گروگانگیران برای ترساندن فردی که ازو باج می خواهند انجام می دهند. حرف های متناقض همسر امیری این نکته را کاملا نشان می‌داد: به خصوص جایی که گفت" شوهر من هرگز بدون ما جایی نمی‌رفت " و بلافاصله یادش آمد که شهرام امیری اصلا در یک مسافرت مجردی ناپدید شده است!
اما ماجرای مسافرت امیری ساده‌تر از این‌ها بوده: به‌عنوان یک مامور نظامی او اجازه سفر به هیچ کشوری را نداشته و تنها کشوری که می‌توانسته برود، عربستان بوده. به همین دلیل در سفر عربستان خودش را به سفارت امریکا رسانده و پناهنده شده. مسلم است که اگر او خانواده‌اش را با خود به سفر حج می‌برد، برای ماموران اطلاعاتی مشکوک‌تر جلوه می کرد. بنابراین به‌تنهایی به عربستان رفت تا بعد خانواده‌اش را با خود بیاورد، غافل ازین‌که سربازان گمنام به‌راحتی خانواده‌اش را گروگان خواهند گرفت و در تلویزیون مانند گروگان برای شوهرش به نمایش درمی‌آورند تا ویدیوهای مضحک اخیر شهرام امیری شکل بگیرد.
امیری مجبور است به جمهوری اسلامی باج بدهد، چون جان همسر و فرزندش در تهران به‌شدت درخطرند. به او به چشم یک قربانی نگاه کنیم...

۱۳۸۹ تیر ۷, دوشنبه

قرقیزستان نجات یافت چون مسئولانش وطن پرست بودند، اما ایران...

قرقیزستان نجات یافت و مردمش به اولین قانون اساسی دموکراتیک آسیای میانه را ی دادند، چون مسئولانش وطن پرست و عاشق مردم شان بودند؛ اما راه ایران دشوار است چون مسئولانش بویی از وطن پرستی نبرده اند و هرچه می خواهند دقیقا خلاف مصالح کشورشان است. شدیدترین خشونت های قومی در قرقیزستان پایان یافت، اما در ایران دولتی که با وطن پرستی و مردم دوستی میانه ای ندارد، مردم خود را کف خیابان ها می کشد، به زندان می اندازد و مورد آزار و شکنجه قرار می دهد و بزرگ ترین تقلب تاریخ انتخابات ایران را امری قانونی می خواند.
اگر در زمان قاجار ایالت ها به باد می رفتند، امروزه شاهد از دست رفتن دریای مازندران هستیم. برای مطرح کردن خودشان امنیت کشور را با طرح پرونده در شورای امنیت سازمان ملل به خطر می اندازند؛ درحالی که کشور با ناوهای متعدد کشورهای دیگر محاصره شده. قطعنامه ها را ورق پاره می خوانند درحالی که وضعیت اقتصادی کشور به دلیل تحریم ها به کلی نابود شده و چیزی نمانده که کشور با تحریم های جدی تر شبیه به عراق درماه های آخر دوران صدام حسین شود.
ایران با دموکراسی فاصله دارد چون دولت "مردمی" آن، همه اقوام بی قابلیتش را به کارهای بزرگ گمارده. به نام مردم همین دولت بزرگ ترین سوبسیدها را به کارخانه های چینی داده اما درحال قطع سوبسید به خود ایرانی هاست. نابودی کامل صنایع و بیکارشدن کارگران هم وطن در مقابل اهمیت واردات چندصد میلیارد دلاری از چین برای این دولت کمترین اهمیتی ندارد. این دولت غیرقانونی همه جا به دنبال خارج کردن سرمایه از خزانه کشور به حساب های شخصی خود است.
حالا دیگردر ایران ردی از انقلاب بزرگش که تحسین دنیا را به دنبال داشت نمانده؛ چون انقلابیونش در زندانند و ضدانقلاب هایش در راس کار!