۱۳۸۸ اسفند ۲۰, پنجشنبه

دولت کودتا به پیشواز چهارشنبه سوری رفت!

علیرغم ادعای مضحک دولت کودتا مبنی بر بسته بودن دست جنبش سبز، طبق معمول با تمام قوا به استقبال چهارشنبه سوری رفته است. بعداز تهدیدهای مکرر فرمانده نیروی انتظامی، دیشب وروردی های شهر توسط نیروی انتظامی کنترل می شد و نیروهای ویژه موتورسوار نیز آنها را حمایت می کردند. گشت های مختلف اتومبیل ها را متوقف و کنترل می کردند.
این هراس از چهارشنبه سوری در شبکه های مختلف سیمای کودتا هم دیده می شود. شبکه خبر کارشناسانی را دعوت کرده تا از مضرات چهارشنبه سوری بگویند. از آن بدتر، تلویزیون تصاویری را نشان می دهد که همه باید با رده بندی +18 به نمایش درآیند، نه در یک شبکه کشوری مثل شبکه خبر! طبق معمول وقتی پای مخالفان به میان بیاید، همه قوانین زیرپا گذاشته می شود. یادمان باشد که قبلا هنرنمایی بانوی رقاص کنفرانس برلین را از سیمای جمهوری اسلامی دیده ایم! 

۱۳۸۸ اسفند ۱۳, پنجشنبه

روز چهارشنبه‌سوری "یار دبستانی من" را فراموش نکنید: توی ماشین، زنگ موبایل و حتی ضبط صوت‌های خانگی!

طبق معمول هرسال، روز چهارشنبه‌سوری حوالی عصر مردم جمع می‌شوند و جدا از پریدن از روی آتش، بساط موسیقی و رقص هم برپا می‌کنند. (لااقل محله ما که هرسال این چنین بوده!) چه بهتر از موسیقی "یار دبستانی من"، که نماد سبزها هم هست. پس این موسیقی را حتی توی ماشین‌تان بگذارید و با صدای بلند پخش کنید. جرم هم که نیست: همین الان این آهنگ توی سینماها در صحنه‌هایی از فیلم دولتی و جایزه گرفته "به‌رنگ ارغوان" در حال پخش است. اگر هم داخل منزل هستید، پنجره‌ها را باز کنید و صدای این آهنگ خاطره‌انگیز را به یاد عزیزان دربندمان زیاد کنید تا همه جا بپیچد.

۱۳۸۸ بهمن ۲۳, جمعه

آقا یک نفر بگوید مقابل یک لشکر مسلح چه باید کرد(مشاهدات روز 22 بهمن)

وقتی از متروی دروازه دولت بالا می آمدم خداخدا می کردم که مثل عاشورا خیابان شبز سبز باشد، اما چه دیدم! باور نکردنی بود: خیابان پر از مامور بود و کنارشان هم بسیجی!پشت سرآنها هم سربازان وظیفه بودند! به عمرم اینهمه نیرو در خیابان ندیده بودم. ناگهان ماموران به سمت خیابان لاله زار هجوم بردند و یک پسر جوان را که ظاهرا یک یاحسین گفته بود محاصره کردند. جمعیت وسط خیابان خیلی کم بودند و برخلاف روز عاشورا و قدس گشاد حرکت می کردند. به این ترتیب می شود گفت که تعداد ماموران و سربازان از تظاهرکنندگان بیشتر بود. با عکسی که در میدان آزادی گرفته شده، یک ماشین ارتشی هم دیده می شود. دیدم که عده ای از مردم دارند برمی گردند توی ایستگاه مترو. بین شان دختری بود که به شدت گریه می کرد.حسش را می فهمیدم.خودم هم برگشتم تا به حساب کودتا و مردمش در خیابان نمانم. اما این سوال برایم پیش آمد که" آقا یک نفر بگوید مقابل یک لشکر مسلح چه باید کرد؟" ای کاش این سوال را متخصصان نظامی سبز مثل دکتر سازگارا جواب بدهند.