۱۳۸۹ آبان ۱۳, پنجشنبه

آقای ضرغامی، صداوسیمایی که رییسش تو باشی، بهتر ازین نمی شود!

ضرغامی که یادش رفته بود 13 آبان پارسال از ترس حضور سبزها جرات نزدیک شدن به مرکز شهر را نداشت، امروزدر مراسم کنار سفارت امریکا زبان درآورده بود و با لحنی توهین آمیز مشاوران رهبران جنبش را ورشکستگان سیاسی خواند که به زباله دانی تاریخ رفته اند. ضرغامی که خود را تا نوچگی احمدی نژاد پایان آوررده بود، گفت که خبرنگاران دنیا برای مصاحبه با او سرودست می شکنند و اصلا هم برایشان مهم نیست احمدی نژاد جوابشان را می دهد یا نه! او گفت که سخنرانی اوباما در سازمان ملل خیلی ذلت باربود و با استقبال مواجه نشد اما سخنرانی احمدی نژاد با استقبال فراوانی مواجه شد و همه سراپاگوش بودند:"من در سالن که نگاه می کردم دیدم سکوت مطلق در این سالن حاکم است و این تعداد زیادی نشسته اند وکوچکترین حرکت اضافه ای انجام نمی دهند که حتی اگر قلمشان هم به زمین می افتاد صدایش در آن سالن بزرگ می پیچید. "! او که با وقاحت دروغ می گفت، از اینکه هرساله در قلب استکبار فرصت برای کوبیدن استکبار فراهم است ابراز شادمانی کرد. البته او نگفت که آیا استکبار هم فرصت مشابهی در ایران دارد یا فرصت ها یک طرفه اند! ضرغامی گفت که تصاویر تظاهرات جنبش سبز را صداوسیما هم پخش می کرده و همین سبب حضور ناگهانی و خودجوش مردم شد که 24 ساعته گردهم آمدند و حماسه 9 دی را خلق کردند! او که حتی بیش از احمدی نژاد دچار توهم می نمود و بهترین زمان شبکه اول را به پخش چرندیاتش اختصاص داده بود، حضور همه گروه های لبنانی در سخنرانی احمدی نژاد را یک حماسه تاریخی خواند و البته اشاره نکرد که چرا همان مردمی که با پاکت های پول و به دعوت حزب شان در میدانی گرد آمده بودند، احمدی نژاد را به دلیل ذکر نام رفیق حریری با صدای بلند هو کردند!
آقای ضرغامی، صداوسیمایی که دروغگوی متوهمی مثل تو رییسش باشد، بهتر ازین نمی شود.

۱۳۸۹ مهر ۱۱, یکشنبه

لبخند خانم هیکس: چرا کسی از فعالان حقوق بشر تشکر نکرد؟












اگر در روزهای اخیر چهره الهه هیکس-شریف پور را دیده باشید، لبخند به لب دارد؛ انگار باری از دوشش برداشته شده باشد. این بانوی مهربان سال هاست در زمینه حقوق بشر ایران فعالیت می کند و تا هفته قبل که قطعنامه تحریم های حقوق بشری شوکی ناگهانی به جمهوری اسلامی وارد کرد، همواره تحت فشار بود. همیشه ازو سوال می کردند که چرا فعالیت های شما سودی برای مردم ایران ندارد و به اقدامی عملی منجر نمی شود. به نظر می رسد حالا وقت تشکر از فعالان حقوق بشر رسیده باشد؛ عزیزانی که آرام و با طومانینه کارشان را می کنند و هرروزه آمار زندانیان و محکومان را اعلام می کنند تا در رسانه ها بازتاب پیدا کند. برای اهمیت کار آن ها کافیست دورانی را به یاد آوریم که حتی آماری از کشته شدگان در زندان ها منتشر نمی شد، چه رسد به آمار شکنجه و محکومیت ها! البته نقش رسانه های نوین را در این زمینه نباید دور نگه داشت.
اگر به گذشته برگردیم، خانم هیکس یکی از بازرسانی بود که با گزارش هایش درباره زندان های ایران در سال های دورتر همواره تن قوه قضائیه را لرزانده بود، تا آن جا که دیگر با حضور او در ایران موافقت نکردند. قطعنامه اخیر حقوق بشری علیه 8 تن از مقامات ایران از پیروزی های بزرگ مخالفان نظام بود. به طوری که سبب اختلاف بین مقامات شده است! حال وقت دیدن لبخند اوست!


۱۳۸۹ شهریور ۱۱, پنجشنبه

خاطره روز قدس(ایران) سال قبل: سوتی مداح اهل‌بیت با شعار "مرگ بر فلسطین!"

پارسال ازخیابان  آزادی که راه افتاديم، نگذاشند از جمالزاده جلوتر برویم. یک وانت از ساندیس‌خورها جلویمان بود که یک مداح بالای وانت شعار می‌داد و چند نفری هم از ساندیس خورها دورش جواب می‌دادند. ما که پشت وانت رسیدیم، در جواب شعارهای "مرگ بر امریکا و اسرائیل"، می‌گفتیم "مرگ بر روسیه و چین"! جمعیت ما به‌قدری زیاد بود که دیگر شعارهای ساندیس‌خورهای دور وانت شنیده نمی‌شد و عملا مداح بالای وانت برای ما برعلیه خودش شعار می‌داد! مداح که دید وضعیت برعکس شده، ناگهان شعار دادن را قطع کرد و شروع کرد کرد به مداحی. جمعیت اطراف وانت بهت‌زده نگاهش می‌کردند و گیج شده بودند. همین باعث شد مداح بار دیگر شعار دادن را از پشت بلندگو ازسربگیرد و اتفاق بامزه همین‌جا رخ داد: مداح که از جمعیت سبزها وحشت زده بود، ناگهان به‌جای شعار "مرگ بر اسرائیل"، فریاد زد "مرگ بر فلسطین" و جمعیت سبزها را از خنده ترکاند. این حرکت مداح اهل بیت هرگز از یادم نمی رود.