۱۳۹۰ بهمن ۲۷, پنجشنبه

دوستان ۲۵ بهمن تمام شد: تحریم انتخابات را دریابیم !

تحریم این بار برای من معنایی کاملا متفاوت دارد. اگر قبلا برای رای ندادن دلایلی شخصی داشتم، این بار خون  شهدا پایم را از رفتن باز میدارد. این بار با کسی سر شوخی ندارم و اجازه بحث  کردن به کسی نمیدهم. دیگر تحریم برایم رای ندادن خانواده و فامیل نیست و  معنایی  گسترده تر  دارد. اگر شده صبح تا شب سر  کوچه های محل رای گیری بایستم تا اجازه ندهم کسی برای رای گیری عبور کند، چنین خواهم کرد. انتخابات برای همه ما فرمایشی است، اما تحریم  انتخابات اصلآ شوخی و فرمایشی نیست. بگذار هر چه میخواهند عدد و رقم اعلام  کنند و بهنودها بگویند ۶۰ درصد شرکت میکنند. برای من وظیفه ای متفاوت تعریف شده که از کف  خیابانهای خونین می اید:  از نداها و سهرابها و اشکانها و ترانه ها و همه و همه شهدای سبز.

۱۳۹۰ بهمن ۲۵, سه‌شنبه

خبری که گم شد:چرا نمایندگان به کلیات طرحی درباره ممنوعیت افراد دارای تابعیت دوگانه رای ندادند!

خبر این بود: نمایندگان مجلس شورای اسلامی به کلیات طرحی درباره ممنوعیت افراد دارای تابعیت دوگانه از تصدی پست‌های مهم اطلاعاتی و امنیتی و اقتصادی رای ندادند. نمایندگان در جلسه علنی روز چهارشنبه 28 دی ماه مجلس شورای اسلامی با 56 رأی موافق، 66 رأی مخالف و 27 رأی ممتنع از 195 نماینده حاضر در جلسه، با کلیات این طرح دو فوریتی 82 مخالفت کردند.
اما پشت خبر خیلی چیزها بود: تنها مرتضا آقا تهرانی نبود که گران کارد داشت. خیلی های دیگر حتا در همان مجلس  تابعیت دوگانه داشتند تا این طرح با آبروریزی از دستور خارج شود.تا کنون تصور این بود که: از بین افراد شناخته شده محسن رضایی و لاریجانی ها از طریق فرزندان شان اقامت  امریکا و انگلیس را دارند و برای اطرافیان احمدی نژاد هم از طریقه مشایی تقاضای گرین کارد امریکا شده است. اما با این وحشت  نمایندگان مجلس از تصویب  طرح علیه تابعیت دوگانه حالا به نظر می رسد افراد بیشتری این شرایط را دارا باشند.
حالا خبرجالب تری به گوش  می رسد: نمایندگان به همراه اعضای  مجمع تشخیص مصلحت نظام در سفارت خانه های اروپاییدر تهران  برای خود و خانواده شان به دنبال ویزا هستند. البته تا کنون سفرای خارجی از دادن ویزا به دلیل نبود دعوتنامه سر باز زده اند اما تا کجا بتوانند مقاومت کنند خدا عالم است.

۱۳۹۰ خرداد ۱۱, چهارشنبه

فریاد الله اکبر خشمگینانه مردم در تهران! هاله با رفتنش جان تازه‌ای به جنبش داد.

مدتها بود که در تهران فریادها تا این حد خشمگینانه نبود. اطراف تجریش، پل رومی و خیابان دولت صدای الله اکبر کاملا واضح به گوش می‌رسد. به نظر می‌رسد شهادت هاله سحابی باردیگر جانی به جنبش سبز داده است.

۱۳۹۰ فروردین ۵, جمعه

آقای نوریزاده، قومیت و مذهب ملاک انسانیت نیستند: چه تحفه "آرادانی" باشد و چه "شیعه" بحرینی

آقای نوریزاده، روشنفکری ما اجازه نمی دهد برای مسخره کردن آدم حقیری مثل احمدی نژاد که به تمامی فساد و حماقت است، به محل تولدش اشاره کنیم و "تحفه آرادان " بخوانیمش. همینطور به خودمان اجازه نمی دهیم مردم بحرین را که توسط نیروهای نظامی بحرین و عربستان با رگبار گلوله کشته می شوند، به صرف شیعه بودن شان نادیده بگیریم و بگوییم این پلیس است که هدف آنها قرار گرفته و توسط ماشین آنها زیرگرفته می شود! مگر شیعه بودن شان انسانیت آنها را زیر سوال می برد که از سرکوب شان دفاع کنیم؟ گیرم که ایران هم از آنها دفاع کند، باز هم کشته شدن شان کف خیابان مجاز است؟ شما در مقابل این سوال همیشه می گویید وضعیت بحرین "پیچیده" است و فرصت دیگری برای توضیح دادن می طلبد. اما هرگز این فرصت را ایجاد نمی کنید و در توهم پیچیدگی باقی می مانید. انسانیت ما را از سیاست و بازی های سیاسی فراتر می برد و از قومیت و مذهب می گذراند. به قول شاملوی بزرگ: " ما انسان را رعایت کرده ایم".

۱۳۸۹ اسفند ۲۷, جمعه

فرانسه و انگلیس آبروی جامعه جهانی را خریدند!

چه کسی فکر می‌کرد فرانسه سارکوزی با به رسمیت شناختن مخالفان لیبی، عنوان مهد دموکراسی را بار دیگر برازنده کشور فرانسه کند؟ چه کسی فکر می‌کرد دیوید کامرون  به عنوان رهبر حزب محافظه کار انگلستان، با اصرار فراوان خود جامعه بین‌الملل را - که خسته از نبردهای افغانستان و عراق، به نبردی دیگر نمی‌اندیشید - وادار به صدور قطعنامه‌ای کند که شاید بتوان آن را افتخار سازمان ملل در قرن بیست و یکم نامید. البته نقش اوباما و هیات سیاسی آمریکا در سازمان ملل  را نباید از یاد برد که یکی نویسندگان اصلی این قطعنامه بودند و در بسیار محکم و جدی شدن این قطعنامه سهم اصلی را بر دوش کشیدند. حتی رای ممتنع دادن کشورهایی مانند چین و آلمان، با تلاش آمریکا انجام شد.
این قطعنامه جنایت علیه بشریت را محکوم کرد و نه تنها معمر قذافی را به خود آورد، بلکه خواب دیکتاتورهای جهان را بار دیگر آشفت. به این ترتیب دیکتاتورهایی که گمان می‌کردند با به رگبار بستن مردم بی گناه می‌توانند به حکومت خود ادامه بدهند، بار دیگر از جسارت سازمان ملل برخود لرزیدند.

۱۳۸۹ اسفند ۲۲, یکشنبه

پسرم، حیف از روح لطیفت که با نام و باتوم بسیج، دروغ و سرکوب مردم آلوده شود

گویا ماجرای حضور نوجوانان در جنگ با عراق که مخالف کنوانسیون‌های بین‌المللی بود را بار دیگر جمهوری‌اسلامی از یاد برده و این بار دانش‌آموزان را از مدارس با عنوان بسیجی به میدان نبردی دیگر کشانده تا مقابل مردم بایستند. این سوء استفاده از جوانانی که تشنه هیجانی هستند که در کشور وجود ندارد، از آن حرکت های ویژه جمهوری اسلامی است. اما این جوان ها خود چه می‌کنند؟ اگر به حرف‌هایشان گوش کنید، یا از مدل‌های جدید گوشی موبایل حرف می‌زنند و یا دوربین های عکاسی! انگار اصلا خودشان هم نمی‌دانند برای چه به خیابان آمده‌اند. برای همین وقتی رودرروی مردم قرار می گیرند، به سرعت پشت سر بسیجیان خشن بزرگ‌تر بی‌سیم به دست قرار می گیرند و از حد دکور نمی‌گذرند. تصورش را کنید در حالت عادی آنها باید در چهارشنبه سوری ترقه منفجر کنند یا مردم را باتوم ‌ بزنند؟ چه تلخ است و دلسوزانه، که این جوان ها به جای خالی کردن هیجان و غرورشان، باید مقابل مردمی از جنس خودشان بایستند، تا بعدتر سال ها ازین حرکت شان شرمنده باشند.

۱۳۸۹ اسفند ۱۴, شنبه

آقای کامبیز حسینی، نمی خواهید در پارازیت تان دست از سر این "منشور جنبش سبز" بردارید؟!

آقا شما انگار قصد ندارید ازین منشور منحوس و مشکوک - به قول نوریزاده - دست بردارید.  هر مهمانی که به برنامه تان می آید، خیلی بی ربط می روید سراغ منشور! دیشب باز وسط حرف های حسن داعی گیر داده بودید به منشور که به‌خیر گذشت. آخر "برادر من"، شما دنبال چه می‌گردید در این منشوری که برایتان از منشور کوروش هم مهم‌تر شده است؟ مگر نمی‌گویید میرحسین و کروبی بیش از 2 ماه در حبس بوده اند و ارتباط شان با بیرون قطع؟ پس این ویراست دوم منشور از کجا آمده و توسط چه کسی نوشته شده؟ منشور ما این عبارت های عجیبی نیست که اسباب تفریح شما و خودنویس شما شده، بلکه بیانیه های شاعرانه و عاشقانه موسوی و رازونیازش با مردم است. او کسی است که گفت دشمن‌تان را هم باید دوست داشته باشید و برخلاف احترامش برای به قول شما " دوران طلایی امام"، دیگر هرگز از آن دوران یاد نکرد. این حرف های شما هم مال الان نیست. دو سال پیش تمام شد و رفت. نگرد برادر من، گشته‌ایم، یافت می نشود! موسوی و کروبی که حالا زیر شکنجه و تحمل انفرادی هستند، حالا به همه سبزهای دنیا تعلق دارند و مطمئن باشید در انتخابات و رفراندوم آزاد، به رای مردم احترام خواهند گذاشت. اصلا بهایی که هم‌اکنون می پردازند، برای همین است و بس. برادر من، دست بردارید ازین شیطنت‌ها. ضمنا یادمان نرفته چند هفته قبل زیر لبی عبارت "سبزاللهی" را به کار بردی و بارها از "سبزبازی" گفته‌ای. چه کنیم که پارازیت تان را دوست داریم!

۱۳۸۹ اسفند ۱۳, جمعه

آقای علیرضا رضایی، میرحسین و کروبی را گرفتند در سه شنبه های سبز خیلی چیزها شد، اما شما از آن ها بی خبرید!

جناب علیرضا رضایی، برخلاف نظر شما که اینترنت قطع نشد، برای اولین بار Vpnها به مدت دو روز کاری قطع شدند و فیلترینگ روزانه به ساعت رسید، برای اولین بار موفق شدیم درمقابل سه لایه امنیتی که کل خیابان را بسته بودند و اجازه عبور هیچ عابری را نمی‌دادند شعار بدهیم، ماموران نیروی انتظامی، سپاه و دانش آموزان بسیجی که به میدان آمده بودند، برای اولین بار با ماسک و کلاه پشمی صورت‌شان را پوشاندند، برای اولین بار شهرستان‌ها با جنبش همراه شدند تا سران رژیم به فکر خارج کردن سرمایه‌شان بیفتند، برای اولین بار دو ون نیروی انتظامی در مرکز شهر و در حضور نیروها آتش زده شد و میدان‌هایی مثل آریاشهر محل تجمع هرشبانه جوانان سبز شد، برای اولین بار حکومت بعد از یک هفته جرات نکرده دستگیری دو بزرگوار را اعلام کند تا به قول شما قیامت نشود، برای اولین بار پس از راهپیمایی مردم، احمدی نژاد در چند سخنرانیش جرات نکرد حتی یک کلمه درباره جنبش و رهبرانش بگوید.
آقای رضایی، خیلی خبرها شد که تا در بطن مردم نباشی، از آن‌ها بی خبر خواهی ماند. در پیاده روهای شانزلیزه خیلی خبرها نمی‌رسد. امیدوارم سه شنبه دیگر خیرها به شما برسند!

۱۳۸۹ اسفند ۱۲, پنجشنبه

فائزه عزیز، قدم‌های سبزت در سه شنبه های سبز برایمان ارزشمندند

درحالی که محسن هاشمی به عنوان آخرین عضو خانواده هاشمی در دولت مجبور به استعفا شده، عکس‌هایی اخیرا که از فائزه هاشمی هنگام دستگیریش در روز 25 بهمن در خودروی نیروی انتظامی گرفته شده، حتی تلخ‌تر از برخورد و فحاشی آن لباس شخصی حقیر و بی‌منزلت هستند. در این عکس ها دل‌خوری غریب و حتی احساس ترحمی نسبت به عکاس نیروی انتظامی و ایرنا  در نگاه فائزه وجود دارد. اما حرف من این است که چرا هیچ کس از حضور سبز و گرانقدر
فائزه در میان سبزها قدردانی نمی‌کند؟ نکند ما هم او را به‌همان چوبی می‌رانیم که کیهان و دولت کودتا؟ نکند به‌خاطر پدر، جسارت غریب دختر را هم از یاد برده‌ایم؟ برای کسانی که این بانوی دوست‌داشتنی را که به عنوان یک دوست "بامعرفت" شهرت دارد، می شناسند، تعریف از اخلاق او محلی از اعراب ندارد. اما ما سبزها چه وقت قدردان حضورش بوده‌ایم و کدام دختر یک سیاستمدار ایرانی را می‌شناسیم که فقط و فقط به‌خاطر پدرش این چنین مورد آزار قرار گرفته و تحقیر و تخریب شده باشد؟ یادمان نرفته که او بارها در تظاهرات دانشجویی با نشان‌های سبز حضور داشته و دیگر حتی مشکلات ایجادشده پسرش که در خارج از کشور درس می‌خواند، برایش اهمیتی ندارد.
فائزه را که حرف‌هایش
درمورد حقوق زنان و دفاعش از خاتمی در روزنامه زن را به‌یاد داریم،به‌خاطر استقلالش از پدر و سبز بودن در عمل با حضور در میان مردم، دوست داریم و با دیده احترام به او می نگریم. گرچه همه می‌دانیم رفتار پدرش قابل‌دفاع نیست...

۱۳۸۹ اسفند ۵, پنجشنبه

دکتر سروش هیچ نقشی در تعطیلی دانشگاه‌ها نداشته است!

همان‌طور که خود دکتر سروش بارها اعلام کرده، او هیچ ارتباطی با تعطیلی دانشگاه‌ها در سال 1359 نداشته است. تعطیلی دانشگاه‌ها توسط شورای انقلاب صادر شد که دکتر سروش هرگز عضوش نبوده و افرادی مانند مطهری، رفسنجانی، بنی‌صدر، باهنر، طالقانی، مهدوی کنی، عباس شیبانی و...از اعضای آن بوده‌اند و در سال 1359 منحل اعلام شده است. دکتر سروش عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده که اتفاقا در سال بازگشایی دانشگاه‌ها در سال 1363 تشکیل شده است و قطعا نمی‌توانسته عامل تعطیلی دانشگاه‌ها 4 سال 
قبل از تشکیلش باشد!

آقای اوباما، دبیر کل سازمان ملل و اتحادیه اروپا، آیا زمان تحریم خرید نفت ایران نرسیده؟

دیگر چه اتفاقی باید در ایران بیفتد که شما را راغب به اعمال تحریم نفتی ایران کند؟ نمی‌بینید جوان‌های ما را در خیابان‌ها مورد هدف تیر مستقیم قرار می‌دهند و دست و پایشان را برای ترساندن مورد اصابت گلوله قرار می‌دهند؟ مگر کهریزک را ندیده‌اید؟ مگر ندیده‌اید چطور عزیزان‌مان موسوی و کروبی را در اتاق‌های خانه‌شان حبس کرده‌اند و نفس زدن را هم از آن‌ها دریغ می‌کنند؟ دیگر چه باید بشود تا شما کمک اقتصادی به این رژیم از طریق خرید نفت‌شان را قطع کنید؟ نمی بینید دیکتاتور از فرط پرخوری چنان چاق شده و پاسفت کرده که قصد تکان خوردن ندارد؟ شما آن طرف دنیا چه فکر می‌کنید؟ اگر واقعا برای دفاع از آزادی قدمی برنمی‌دارید، پس حرف از آزادی هم نزنید و دل ما را هم بیش ازین خون نکنید

۱۳۸۹ اسفند ۴, چهارشنبه

دکتر جهان‌بگلو: دنیا که به چشم تروریست به کشورهای اسلامی می نگریست، حالا شاهد تبلور دموکراسی در این کشورهاست!

دکتر رامین جهانبگلو دیشب در شبکه تلویزیونی صدای امریکا به این نکته اشاره کرد که پس از وقوع 11 سپتامبر دنیا به چشم تروریست به کشورهای اسلامی می‌نگریست و دهه اول قرن بیست و یکم هم به همین طریق سپری شد. اما حالا می‌بینیم که در اول دهه دوم  این قرن، دموکراسی از جایی آغاز شده که هیچ‌کس فکرش را هم نمی‌کرد. این بار همان کشورهای اسلامی که متهم به تروریسم و تروریست پروری بودند، دموکراسی‌خواهی را آغاز کردند و معادله های دنیا را به‌هم ریختند.

کیهان برای اولین بار اعتراف کرد : جنبش سبز در راستای قیام های مردمی کشورهای عربی حرکت می کند!

کیهان در بخش خبر ویژه روز سه‌شنبه از قول شخصی به نام عبدو می‌نویسد که:
عبدو با اشاره به خيزش ملت‌های منطقه عليه رژيم هاي مرتجع و آمريكا می‌نويسد: پس از حوادث اخير در جهان عرب و سرنگونی حكومت هاي تونس و مصر اين واقعيت بيش از گذشته آشكار شد كه مردم اين كشورها فارغ از آنچه كه سياست آمريكا طلب می‌كند به دنبال تحولات دموكراتيك هستند. اما مشكل دولت آمريكا و سياستمداران اين كشور در برخورد با نمونه ايران اين است كه آن ها خيلي زود به اين نتيجه رسيدند كه جنبش سبز شكست خورده و به همين خاطر حمايت از آن را قماري پرمخاطره می‌دانست. حقيقت اين است كه اپوزيسيون در ايران نيازمند حمايت بيشتري از طرف آمريكاست".
و:
وی همچنين اشاره می‌كند: از زمان آغاز اعتراضات در كشورهای عربی، دولت آمريكا مجبور شده موضع سخت‌تری در مقابل رژيم اسلامی ايران اتخاذ كند و مجددا چرخشي در حمايت از اپوزيسيون جمهوری اسلامی پيدا كرده است.
کیهان اضافه می کند: "
آمريكا اصالتا اميد و اعتباري براي فتنه سبز در مواجهه با جمهوري اسلامی قائل نيست اما به اين جريان مضمحل به عنوان نمايشگری كه شايد بتواند سرعت الهام گرفتن ملت‌های مسلمان از جمهوری اسلامي را كند نمايد، می‌نگرد. به عبارت ديگر از نگاه آمريكايی‌ها تحركات اخير فتنه سبز مطلقا در قد و قواره معارضه با جمهوری اسلامی نيست و صرفا نمايشی براي مخدوش كردن اعتبار و حيثيت پرتلالو جمهوري اسلامی ارزيابی می‌شود. : "

۱۳۸۹ اسفند ۱, یکشنبه

گزارشگر شبکه خبر: پارک وی ترافیک بی سابقه است اما علت خرید اجیل شب عید است!

چند دقیقه قبل مجری شبکه خبر با خبرنگارش علیرضا اکبری خرم که در ترافیک پارک وی گیر کرده بود صحبت کرد که او به طرز مسخره ای درحالی که صدایش می لرزید و پریشان بود به ترافیک بی سابقه از میدان ولیعصر تا پارک وی اشاره می کرد با وقاحت گفت: " البته هوا خوب است و مردم امده اند اجیل شب عید بخرند! بعدهم گفت که دوست داشته با مردم صحبت هم بکند که مجری با دستپاچگی گفت:"نه. ما وقت نداریم. سراغ مردم نروید"!

۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه

میرحسین موسوی و جنبش سبز: پایان عصر رهبران کاریزماتیک

به راستی چه چیزی در میرحسین است که او را از خمینی و رهبرانی که آنان را
کریزماتیک می دانیم، جدا می کند؟ بارها از میرحسین به دلیل عدم ابراز وجه
کاریزماتیک انتقاد شده است. اما پس او چه دارد که تا این حد برنده است که
فقط امضایش پای یک اطلاعیه حکومت را به هم می ریزد؟ میرحسین جنبش سبز را
با عشق، صداقت و هنرش آبیاری کرده، یعنی عناصر رخت بربسته از سیاست در
کشورهای جهان سوم. میرحسین همان کسی است که وقتی در روز قدس چسر حسین
شریعتمداری با چاقو به او حمله می کند، می گوید: " باید یاد بگیریم به
دیگران عشق بورزیم".
میرحسین نقطه پایان کارکرد رهبران کاریزماتیک است. این رویه در تونس و
مصر نیز ادامه یافت تا سیاست با رویکرد تازه ای روبرو باشد.
اما این همه حرف نیست. جنبش سبز ایران و رهبر هنرمندش شاید تنها جنبش
روشنفکری جهان در دهه های اخیر پس از جنبش دانشجویی فرانسه در سال 1968
باشد. به آدم هایی که به راهپیمایی می آیند بنگرید تا دریابید جنبش حتی
بدون حضور طبقه پایین با هوشمندی و خلاقیت چگونه همه چیز را در اختیار
خود درآورده.

۱۳۸۹ بهمن ۲۳, شنبه

باور سبزمان به 25 بهمن و سقوط دیکتاتور، مانند آن پسربچه چتر به دست باشد!

می‌گویند در روستایی مردم برای خواندن دعای باران می‌رفتند، اما فقط یک پسربچه بین‌شان چتر به دست داشت. وقتی ازو پرسیدند چرا چتر با خودش آورده، گفت:" مگر قرار نیست امروز باران بیاید؟ "
باور سبزمان به 25 بهمن باید چنین محکم باشد و فقط به کنده شدن گور دیکتاتور بیندیشیم.

۱۳۸۹ بهمن ۲۰, چهارشنبه

25 بهمن: صداوسیما در ایران از بیت رهبری هم مهم تر است!

مثل بقیه رژیم های دیکتاتوری جهان، در ایران هم رسانه های مخالف و حتی میانه در خفقان کامل هستند. رژیم ایران یک رژیم کاملا تبلیقاتی است و کافی است ببینید تصاویر مونتاژشده و فتوشاپی از استقبال مردم از احمدی نژاد چقدر در شهرستان ها مخاطب دارند. اما تصورش را کنید که فقط چند دقیقه تنها رسانه پخش کننده تصویری در کشور به دست جنبش سبز بیفتد...
البته معلوم است که صداوسیما بازهم مثل گذشته با نیروی نظامی و زره پوش در محاصره خواهد بود. اما دو نکته مهم هم هست: اولا در صداوسیما هم مثل بقیه نقاط کشور، سبزها حضور دارند. طی سال گذشته چندبار خبر درگیری و حتی تیراندازی از داخل صداوسیما به گوش رسیدو با تلاش این دوستان، تسخیر صداوسیما به عنوان یک نقطه کلیدی دور از دسترس به نظر نمی رسد.
نکته دوم این است که صداوسیما فقط جام جم نیست؛ شبکه دو در خیابان الوند است و شبکه پنج در خیابان یخچال. گرچه از این استودیوها برای ضبط استفاده می شود، اما گاه پخش مستقیم هم از این نقاط صورت می گیرد.

۱۳۸۹ بهمن ۱۵, جمعه

شرم آور است: همه کشورها به تظاهرات مردمی احترام گذاشتند و به‌درخواست‌ها پاسخ دادند، جز ایران!

  درتونس بن‌علی کشور را ترک کرد، در مصر حسنی مبارک از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری منصرف شد، در اردن ملک عبدالله کل کابینه را عوض کرد، در یمن رئیس جمهور از انتخابات کنار کشید، الجزایر اعلام شد وضعیت فوق‌العاده بعد از 19 سال خاتمه می‌یابد...
اما در ایران حکومت هیچ حرکتی جز کشتار، زندانی کردن، شکنجه و اعدام مخالفان انجام نداد. فقط در ایران بود که مخالفان خس‌وخاشاک، امریکایی و اسرائیلی و کافر و ملحد خوانده شدند و هرگز مجوز راهپیمایی دریافت نکردند.  واقعا این حکومت "ایرانی" است؟ نام ایران و ایرانی برازنده این رفتار حاکمان است؟ در پاسخ فقط باید گفت:" تجاوز، جنایت/ مرگ بر این ولایت"! 

۱۳۸۹ بهمن ۱۴, پنجشنبه

ما پیروزیم(مشاهدات روز 14 بهمن)

دور میدان ونک که قلب فراخوان اعلام شده بود، مطابق انتظار پر است از نیروهای لباس شخصی با کلاهخود و لباس چرمی یکدست سیاه.  اما در ظلع جنوب شرقی میدان محسنی حدود 50 نفر موتورسوار سیاهپوش با کاپشن چرمی ایستاده اند و در سرما می‌لرزند. به قدری سردشان است که وقتی از جلوشان رد می شوم و دستم را روی بوق می گذارم، قدرت عکس‌العمل نشان دادن ندارند! می‌پیچم توی شریعتی و می بینم‌شان که احتمالا زیر لب به سران نظام برای این گرفتاری فحش می‌دهند!
پیروزی دیگری برای جنبش هوشمند سبز: بدون هیچ هزینه‌ای صرفا با چند فراخوان وبلاگی، نیروهای رژیم به هم پیچیده شدند و شهر شکل نظامی گرفت. جنبش سبزی که 24 ساعته در صداوسیما مرده خوانده می شد، بار دیگر زنده شد!
کند شدن سرعت اینترنت نشانی از ترس کودتاچیان است. بعد از حرکت‌های مجازی چنبش سبز، حالا این کاهش سرعت یا قطع آن، در سراسر جهان نشانه  پیروزی است. ما پیروزیم.

۱۳۸۹ بهمن ۱۱, دوشنبه

آیا 22 بهمن زمان مناسبی برای تظاهرات "سبز" است؟

گروهی از تشکل‌ها - عمدتا دانشجویی- از مردم برای تظاهرات سبز در روز 22 بهمن دعوت کرده‌اند. اما آیا تظاهرات در این روز مناسب است؟ 22 بهمن سال گذشته را به یاد آورید که چگونه مجبور به عقب‌نشینی درمقابل حکومت نظامی دولت کوتا شدیم. اشک‌های دختران و پسران در 22 بهمن سال گذشته هرگز از خاطرمان نمی‌رود. 22 بهمن به‌دلیل شکست طرح اسب تروا نبود که پیروزی را از ان دولت کودتا کرد، بلکه این امر به نوع و ماهیت تظاهرکنندگان در این روز برمی‌گردد. اصطلاح ساندیس‌خور به بهترین نحوی برازنده تظاهرکنندگان 22 بهمن است. بین این افراد خانواده‌هایی پیدا می‌شوند که اصلا برای تفریح و خوردن به تظاهرات می‌آیند و اگر پولی به حساب‌شان ریخته شود یا کفش و لباسی هم در کنار ساندیس بگیرند، شکرگذارتر می‌شوند. قشر فقیر بیشترین حجم این‌گونه تظاهرکنندگان را تشکیل می‌دهد که با لباس‌های مندرس و دمپایی، هرساله وارد این عرصه می‌شوند. نکته مهم این است که این افراد حتی به دولت هم کاری ندارند: در زمان دولت خاتمی بیشتر از امروز به میدان می‌آمدند. حال بگویید چگونه جنبش سبز و فرهیختگانش در روز 22 بهمن با آن جو وحشتناک نظامی می‌خواهد مقابل این قشر بایستد؟ به اینها اضافه کنید پایگاه‌های بسیج شهرهای اطراف تهران را که با اتوبوس آورده می‌شوند و بعد از پذیرایی و گرفتن اضافه‌کار شهر را ترک می‌کنند. در 22 بهمن حداکثر توشه ما کنایه‌ای بود که کروبی به کودتاچیان زد: وقتی هم که ما می خواهیم برای سالگرد انقلاب به میدان بیاییم، شما اجازه نمی‌دهید و حتی 22 بهمن را برای خودتان می‌دانید.